



باسلام
از این که وبلاگ مارا انتخاب کرده اید از شما متشکریم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




مباحثی درباره ی راهنمایی غیر انتفاعی افق شهرضا
|
|
|
|
همزمان با روز ولادت شير زن واقعه كربلا كه توانست با پيام رساني، شايستگي زنان را در تاريخ به منصه ظهور رسانده و ضامن بقاي اسلام باشد و از بازماندگان حادثه تلخ عاشورا مراقبت و پرستاري كند، روز پرستار ناميده شده است. در كشور ما نيز پرستاران، در طول هشت س پيدايش پرستاري آنگاه كه رنج و درد بر كالبد انسان حمله ور گشت و سلامت وي را پايان داد، پرستاري به وجود آمد؛ يعني از زمان پيدايش بشر، اين حرفه مقدس بر عرصه گيتي نمايان شده است. در مسير تاريخ، پرستاري همپاي پزشكي در خدمت انسان ها بوده است و به تدريج، اين دو در قالب علم پيشرفت نموده اند و در زمان هاي بحراني، مانند حوادث طبيعي و جنگ ها، خدمات شايان توجهي انجام داده اند. پرستاري در اسلام پرستاري از مجروحان و كمك به ناتوانان، در فطرت و نهاد هر انساني وجود دارد كه حاكي از اهميت آن در زندگي اجتماعي است. سيره رهبران الهي نيز همواره بر اين بوده كه در ميدان انجام كارهاي پسنديده، گوي سبقت را از همه انسان ها بربايند و انسان كامل عصر خويش و الگو براي آيندگان باشند تا بدين ترتيب، بزرگ ترين مشوق انسان ها در عمل به نيكي ها گردند. يكي از كارهاي نيك ،� پرستاري� از بيماران است و رهبران الهي نيز بدان همت مي گماردند. نُسَيبه، پرستار با ارزش تاكيد اسلام بر بزرگداشت كار پرستاري و سفارش به انجام آن، باعث شده بود كه بسياري از اصحاب رسول خدا اعم از زن و مرد، به اين كار اهتمام ورزند.�نسيبه� يكي از زنان صدراسلام است كه با پيامبر (ص) بيعت نمود. وي بيشتر روزها روزه دار بود و از عبادت خداوند غفلت نمي ورزيد. اين زن شجاع و با شهامت، در جنگ هاي احد، حنين، حديبه و يمامه شركت داشت و همواره مشكي بر دوش مي كشيد و خورجيني نيز در برداشت و هر جا تشنه اي مي يافت و يا ناله مجروحي را مي شنيد، بي درنگ بر بالينش حاضر مي شد. وظيفه او، رساندن آب به سربازان و نيز مداواي زخميان بود. حضرت زينب (س) پرستار نهضت و انقلاب حسينى حضرت زينب (س) در سال پنجم هجري از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان ايشان، پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد؛ همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد. پرستار بزرگ صحراي كربلا، در آن روز سخت، وظايف سنگيني به عهده داشت: تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال. هم چنين ايشان به مراقبت از حضرت سجاد (ع) نيز كه در بيماري شديد به سر مي برد، مشغول بود. حيف است زينب سلام الله عليها را تنها پرستار بيمار بخوانند زيرا پرستارى از بيمار يكى از كوچكترين مسؤوليت هاى حضرت زينب سلام الله عليها بود، و هر چند پرستارى وظيفه سنگين و ارزشمندى است و پرستار متعهد بايد با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات براى انجام خدمتش بنمايد و چنين كارى از عهده هر كس برنمىآيد ولى با اين حال مقام زينب كبرى سلام الله عليها، آنقدر والا و عظيم است كه او را پرستار نهضت و انقلاب حسينى بايد بناميم، زيرا اين پرستارى به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از پرستارى بيمار بود. زينب نقش نگهدارى از قيام خون بار حسينى را بر عهده داشت كه قطعا اگر او اين بار را بر دوش نمىگرفت، خون سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه پايمال مىشد و بسيار دشوار بود كه نهضت ابى عبد الله عليه السلام به مردم اعلام و ابلاغ گردد و شايد بدون اسارت خاندان رسول الله وپيشتازى عقيله بنى هاشمى عليها السلام در رسوا نمودن هيئت حاكم، و تبليغ او از انگيزه قيام برادرش، يزيديان به هدف پليد خود نائل مىآمدند و نام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را نه تنها از مناره هاى مساجد بلكه از تاريخ، پاك و محو می كردند و اين بود نيت شوم آنان. حضرت زينب عليها السلام با مجاهدت و قيام شجاعانه خويش در برابر زورگويان و همچنين فريب خوردگان زمانش، آن چنان از قيام امام حسين عليه السلام دفاع كرد كه تا قيام رستاخيز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجود ندارد و اين نام جاودان و مقدس براى هميشه با عظمت بايد برده شود. عقيله بنی هاشم عليها السلام در پس آن مصيبت بزرگى كه �تصغر عندها المصائب� آن چنان بار سنگين پرچم ولايت را بر دوش گرفت و در برابر كفر و زندقه ايستاد و سخنرانى كرد و خطابه خواند و مردم را بيدار كرد و حركت را در مردگان آغاز نمود كه از آن جا حركت توابين و ديگر حركتهاى اسلامى آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار اين حركت عظيم زينبى، هويدا است و به بركت اين بانوى بزرگوار و قيام مباركش، همچنان بيرقهاى خونين عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته مىشود زيرا زينب كبرى سلام الله عليها بود كه پيام خونين حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام را به تمام نسلها و عصرها رساند. |
|
|
(دل آرام گیرد به نام خدا) برنامه ارزشیابی نوبت دوم هماهنگ استانی سوم راهنمایی تحصیلی در خرداد ماه 1387 |
|
ردیف |
ایام هفته |
تاریخ ارزشیابی |
نام درس |
|
1 |
چهار شنبه |
1/3/87 |
دینی |
|
2 |
پنچ شنبه |
2/3/87 |
حرفه وفن |
|
3 |
شنبه |
4/3/87 |
ریاضی و رسم |
|
4 |
دوشنبه |
6/3/87 |
جغرافی |
|
5 |
سه شنبه |
7/3/87 |
قران |
|
6 |
پنچ شنبه |
9/3/87 |
زبان انگلیسی |
|
7 |
شنبه |
11/3/87 |
املا و انشا فارسی |
|
8 |
دوشنبه |
13/3/87 |
تاریخ |
|
9 |
پنچ شنبه |
16/3/87 |
اجتماعی |
|
10 |
یک شنبه |
19/3/87 |
علوم تجربی |
|
11 |
سه شنبه |
21/3/87 |
عربی |
|
12 |
پنچ شنبه |
23/3/87 |
آموزش دفاعی |
توجه:ساعت شروع ارزشیابی 8 صبح می باشد
مدرسه راهنمایی غیر انتفاعی افق

معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهید رجایی )
اوست خدایی که در میان مردم درس نخوانده پیامبری از خودشان مبعوث کرد تا آیاتش را بر آنها بخواند وآنها را تزکیه کند وکتاب وحکمت بیاموزد . (سوره مبارکه جمعه ، آیه 2 )
تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.در اين مسير مقدس ، بزرگاني همچون علامه شهيد استاد مرتضي مطهري گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد . شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند و تمامی تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه را روز معلم ناميدند .
امام خميني (ره) در رابطه با نقش معلم می فرمایند:
نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.
حضرت امام جعفر صادق (ع) در رابطه با مقام ومنزلت معلم می فرمایند:
«هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.
حضرت امام سجاد (ع) در رابطه با مقام معلم می فرمایند:
حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ».
|
![]() |
روزهای نوروزی این فرصت را برای همگان فراهم می سازد تا برای دقایقی هم که شده ، سری به طبیعت بزنند. اصلاً دیدن طبیعت همانند دیدار از خویشاوندان و فامیل ، زیبا و مسرت بخش خواهد بود ، آنان که از چنین تجربه ای برخوردار بوده اند به دیگران توصیه می کنند تا ارتباط دوستانه و مستمری با طبیعت برقرار سازند چرا که آرامش و سخت کوشی خود را مدیون ارتباط با طبیعت تلقی می کنند. البته حضور در طبیعت ، آن هم در ایام نوروزی ، به خصوص روز« سیزده بدر» از آیین های باستانی ایرانیان است که هرگز به فراموشی سپرده نخواهد شد. برای آنکه اجداد و نیاکان ما طبیعت دوست و طبیعت مدار بوده اند. اما این سفرها و حضور در طبیعت برای خود قواعد و اصولی دارد که اگر از آنها چشم پوشی شود و سهل انگاری مانع از انجام دقیق آنها گردد ، به ضرر مردم و طبیعت خواهد بود.
مسلماً کسی به اندازه انسان در حفظ و نگهداری طبیعت موثر نیست. پس هیچ انسانی حق ندارد که در حق طبیعت احجاف کند و هر گونه ظلم و ستم را بر آن روا دارد.
همان گونه که انسان ها نسبت به هم حق و حقوقی دارند که اگر از آنها سرپیچی کنند ، به عنوان خاطی و مجرم در دادگاه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت ، ظلم به طبیعت نیز جرم محسوب می شود و مراجع قانونی نسبت به آن قوانینی را تعبیه و در صورت تخطی با خاطیان برخورد قانونی می کنند .پس نگذاریم که طبیعت از ما برنجد.
اگر پدر و مادرها از همان دوران کودکی ، فرزندان خود را با طبیعت آشتی دهند ، این ارتباط دوستانه با طبیعت ، اتفاقات خوشایندی را برای هستی رقم خواهد زد. در مناطقی که هنوز مردم آن با طبیعت ارتباط تنگاتنگی دارند و زندگی شان از طریق این ارتباط دو جانبه تأمین می شود، این دوستی غیر قابل انقطاع به نظر می رسد و مردم نسبت به طبیعت همانند فرزندانشان احساس مسئولیت می کنند و برای آن دل می سوزانند تا طبیعت نیز در برقراری یک زندگی آرامش بخش و مستغنی مددیار آنان باشد. در عین حال روحیه این آدم ها با طبیعت پیرامون خود گره خورده است و گویی این دو یکی شده اند. مردمانی که در شهرهای بزرگ سکنی گزیده اند و بنا به شرایط روز ، کمتر در ارتباط با طبیعت هستند ، هیچ چاره ای ندارند جز اینکه فرصت های به دست آمده را صرف ارتباط با طبیعت کنند. بسیاری از روانپزشکان نیز بر این نکته تاکید کرده اند که ارتباط انسان با طبیعت ، ثمرات مفیدی را در پی خواهد داشت و در صورت قطع چنین ارتباطی انواع بیماری های روان پریشانه زندگی فردی و جمعی آنان را تهدید خواهد کرد. شاید بالارفتن میزان آمار و ارقام افسردگی در شهرهای بزرگ دلیل عمده ای در بیان چنین اتفاقات ناخوشایندی باشد.